buy download Adobe Premiere Pro CS4 cheap oem buy download CorelDRAW Graphics Suite X5 15 cheap oem buy download Rosetta Stone 3.3.5 Application cheap oem buy download AutoCAD 2010 cheap oem buy cheap adobe cs4 oem download buy download TechSmith Camtasia Studio 6 cheap oem buy download autodesk software cheap oem buy download Roxio Creator Pro 2010 cheap oem low price adobe creative suite buy oem cheap download buy download Color Efex Pro 3.0 For Nikon Capture NX 2.0 cheap oem buy download Adobe Photoshop CS5 Extended 12 Eastern Edition cheap oem buy download Adobe Creative Suite 4 Master Collection for Mac cheap oem buy download Adobe Photoshop CS5 Extended 12 Multilingual cheap oem buy download Apple Final Cut Pro 6 for Mac cheap oem buy download Rosetta Stone 3 cheap oem buy download Adobe Creative Suite 5 Master Collection ESD cheap oem buy cheap adobe acrobat oem download buy download SolidWorks 2010 x64 Multilanguage cheap oem buy download Apple iLife 09 for Mac cheap oem download low price adobe buy cheap oem buy download Adobe Creative Suite 5 Master Collection Retail for Mac cheap oem download oem adobe photoshop buy cheap buy download Adobe Photoshop CS4 Extended cheap oem buy download mac software oem download cheap buy download Adobe Flash CS4 10 cheap oem buy download Adobe Creative Suite 5 Master Collection Multilingual ESD cheap oem download adobe creative suite cheap oem buy download low cost adobe buy cheap oem buy download Autodesk Autocad Architecture 2011 x64 cheap oem buy download SolidWorks 2010 Multilanguage cheap oem buy download Adobe Flash Professional CS5 11 Eastern Edition cheap oem
اورمیه‌
فهرست
سوال و جواب
انجمن گفتگو
آلبوم تصاویر
جستجو
آمار
ميهمانان آنلاين: 1
هيچ كاربري آنلاين نيست

تعداد اعضا:1
جديدترين عضو: urmiye
vertu replica vs original vertu signature s lux replica vertu ferrari clones copy one vertu replica moblie buy fake mobile phone original vertu and replica vertu lux replica vertu s vertu constellation copy lux repllica phones copies of mobile phones mobile phones vertu replica vertureplica.com vertu high replica buy china replica phones lux-replicaphones.com china vertu how do i get my vertu to work with tmobile replicas phones vertu verizon mobile china vertu phones vertu signature s design vertu mobile price verty replika replica lux phones vertu mobil vertu ascent ti ferrari ll vertu ascent ti replica price vertu replican cell phone vertu signature prices tag heuer phone manual vertu phone copy vertu replica dual sim lux replica vertu

متن سخنرانی دبیرکل حزب درباره‎ی وقایع اخیر در ایران‌
مسته‌فا هیجری

متن سخنرانی دبیرکل حزب درباره‎ی وقایع اخیر در ایران‌ 
 
30-7-1388
رفقای گرامی!
هم‎میهنان عزیز!
طی ماههای اخیر به ویژه در جریان انتخابات و پس از آن با مجموعه‎ای از رویدادهای مهم و حساس مواجه شدیم. به دلیل حساسیت موضوع، لازم دیدیم اکنون که گردوغبار توهمات انتخابات تا حدی فروکش کرده و مسائل  

 شفاف‎تر به نظر می‎رسند، علاوه بر این تغییرات سیاسی دیگری به وقوع پیوسته‎اند، یکبار دیگر روند وقایع را بازنگری کرده و نقاط ضعف و قوت آنها را مشخص کنیم و نیز نظر حزب دمکرات را همچون گذشته به طور شفاف برای مردم مبارز کردستان و ایران بازگو کنیم.

بدون تردید، سرآغاز این مبحث به پروسه‎ی قبل از انتخابات باز می‎گردد، به دلیل اینکه جمهوری اسلامی در میان مردم مدتهاست بی‎اعتبار شده است و مردم اعتباری برای تأثیرگذاری انتخابات قایل نیستند، زیرا مردم قادر به انتخاب نامزد مورد نظر خود نبوده و از نامزدهایی که ظاهراً انتخاب می‎شوند، انتظار عملی ساختن خواستها و مطالباتشان را ندارند و در یک جمله آنها را نماینده‎ی خود نمی‎دانند و بنابراین مردم ایران و کردستان وقعی به انتخابات نگذاشته و از آن دوری می‎جویند، اما جمهوری اسلامی علیرغم اینکه همیشه در انتخابات ریاست جمهوری، نامزد مورد نظر خود را تعیین نموده است، با این حال در راستای کسب مشروعیت برای حکومتش و وانمود کردن این امر که مردم از حکومت حمایت کرده و با حکومت کنونی همراهند و به‎ویژه در راستای جلوه دادن این امر در مقابل اپوزیسیون ـ که هم‎اکنون اغلب مردم ایران را در برگرفته است ـ و مهمتر از آن تظاهر به این امر در مقابل افکار عمومی جهان که حکومت پس از سی سال همچنان دارای مشروعیت بوده و از حمایت مردمی برخوردار است، به ترفندهای مختلف توسل می‎جوید، و بنا به اقتضای زمان و مکان به انواع دسیسه‎‎ها متوسل می‎شود تا توجه مردم را به صندوقهای اخذ‎ رای جلب نماید. رژیم تنها بدین منظور درصدد جلب مردم به سوی صندوقهای اخذ رأی است تا همچنانکه عرض کردم از سویی به مردم جهان چنین نشان دهد که مردم از حکومت حمایت کرده و در امور آن و پارلمان مشارکت دارند و لذا حکومت دارای مشروعیت و حمایت مردمی است، از سوی دیگر به اپوزیسیون داخل ایران بگوید که اگر عده‎ای از مردم ایران علیه جمهوری اسلامی هستند ـ معمولاً رژیم اتهام عامل خارجی و ارتباط با نیروهای فرامرزی را به آنها وارد می‎کند ـ اهمیتی ندارد، چرا که اکثریت مردم از به اصطلاح انتخابات استقبال می‎کنند. و هر بار، چه در انتخابات پارلمان و چه در انتخابات ریاست جمهوری این توطئه و دسیسه‎ها را به اجرا می‎گذارد که نمونه‎های فراوانی وجود دارد ولی در اینجا فرصت توضیح همه‎ی آنها وجود ندارد. در اینجا قصد دارم بیشتر بر به اصطلاح دور دهم انتخابات ریاست جمهوری تمرکز کنم. توطئه‎های رژیم در دوره‎ی جدید بسیار جدید بودند که متأسفانه عملی شدند و موفقیتی نسبی را نصیب رژیم کردند. یکی از ترفندهای مورد استفاده، مناظره‎های چهار نامزد ریاست جمهوری بود که هر چهار نفر تعیین‎شده‎ی دستگاه ولایت فقیه بودند و در میان آنها نیز همچنانکه حزب دمکرات کردستان ایران قبل از برگزاری آن ابراز نظر کرد که رئیس جمهور تعیین شده و رأی مردم بی‎تأثیر است، با این وجود مناظره‎های تلویزیونی در بین نامزدها برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی برگزار شد. مباحث مناظره‎ها جالب توجه بودند، از این لحاظ که اگر مردم ایران قبلاً به طور منفرد و مخفی (گاهاً به برخی از مطبوعات نیز درز پیدا کرد) از وجود فساد در هیئت حاکمه می‎گفتند، از اختلافات و تفرقه می‎گفتند، از قانون‎شکنی می‎گفتند، از نقض حقوق بشر و جنایاتی که در زندانها بر سر زندانیان سیاسی می‎آید، حرف می‎زدند، اینبار بخشی از نابسامانی‎ها و اختلافات میان حکومت از تریبون تلویزیون‎های حکومت و از سوی نامزدهای رژیم مطرح شدند، همان حرفها و انتقاداتی و حتی کمتر از آنها که در 15ـ10 سال گذشته صدها نفر به جرم بازگوکردن آنها بازداشت، شکنجه و زندانی شده‎اند. این موارد اینبار توسط نامزدهای رژیم مطرح می‎شدند و این قابل توجه بود و در چنین فضایی بود که مردم که ناظر این ترفند تازه بودند، بخش عمده‎یی چنین پنداشتند که انتخابات اینبار احتمالاً فرق داشته باشد و مردم قادر به انتخابات نماینده‎ی مورد نظر خود باشند و نامزدها نیز که با چنین شهامتی در مقابل دوربین‎های تلویزیون از موارد ضعف حکومت می‎گویند، احتمالاً در صورت انتخابات، یارای عملی ساختن خواستها و مطالبات مردم را داشته باشند. بخش دیگری از اقدامات رژیم عبارت بود از برخی از موضوعات و مسائلی که یکی از نامزدها‎ی ریاست جمهوری، آقای کروبی در بیانیه انتخاباتی خود آنها را اعلام کرد. ایشان به برخی از مسائل تا‎ حدودی مهم درباره‎ی اقلیتهای ملی و موارد نقض حقوق این اقلیتهای ملی در ایران اشاره کرده و وعده داده بود در صورت انتخاب، این ستمها را رفع خواهد کرد. متأسفانه این توطئه نه تنها موفق شد برخی از مردم ایران، بعضی از شخصیتهای سیاسی و افراد غیرسیاسی را به سوی خود جلب کند، بلکه برخی از سازمانهای سیاسی نیز که سابقه‎ی تحریم انتخابات را داشتند به دام این توطئه افتادند و در واقع در مسیر تبلیغ و راهنمایی مردم برای شرکت در انتخابات قرار گرفتند و حتی فراتر از آن گام‎ نهادند، موضوع را تئوریزه نمودند، انگار پدیده‎ی تازه‎ای خلق شده بود که لازم بود مردم را آگاه کرد تا از استفاده از نعمت عظیمی که به وجود آمده غافل نباشند و لذا هر چه سریعتر برای شرکت در این پروسه شتافتند تا به زعم خودشان به نسبت مشارکتشان سهم ببرند. این در اظهارات مسئولان سطح بالای آن جریان مطرح می‎شد تا مردم را به سمت صندوقهای اخذ رأی جلب کنند و در این رابطه با حاکمان جمهوری اسلامی برای فریب هماهنگ و همسو بودند. در این رابطه و در رابطه با تئوریزه کردن این پدیده‎ی ظاهراً جدید که به عنوان ابتکار عمل جدیدی آنرا مطرح کردند که گویا چیز تازه‎ای را کشف کرده‎اند که مدتهاست برای نجات مردم منتظر آن بودند، آنها موضوع را به طرق مختلف مطرح کردند که من در اینجا مختصراً به استناد به بیانیه‎ی خودشان به مطالبی اشاره می‎کنم. در بخشی از بیانیه آمده است که: "اما محیط منفعل سیاسی کردستان ایران چه در داخل کشور و چه در خارج کشور زمانی به میدان تجزیه و تحلیل و بحثها و خواستهای مختلف تبدیل شد که برای اولین بار (حزبی که بیانیه را انتشار داده است) به گونه‎ای متفاوت به میدان انتخابات پاگذاشت". گویا کردستان ایران یک محیط منفعل است که هیچ گونه مقاومت، مبارزه و تقابلی علیه جمهوری اسلامی در آن وجود نداشته و ندارد و آن جریان جهت برون‎رفت از وضعیت انفعالی، ابتکار تازه‎ای را مطرح کرده تا میدان مبارزه باز شده و راه را به مردم نشان دهند. اما بر همگان روشن است و مردم کردستان خود بهتر از هر کسی بدان آگاهند که در تمام سالهای زمامداری جمهوری اسلامی، محیط کردستان میدان بزرگترین مبارزه، مقاومت و فداکاری علیه جمهوری اسلامی ایران بوده است. این میدان نه تنها به میدان کسب حقوق ملی ملت کرد در کردستان ایران تبدیل شده است، بلکه سالهای سال به مثابه‎ی سنگر مبارزات آزادیخواهان ایران در میان ایرانی‎ها معروف بوده و اکنون نیز کردستان همانگونه است. در این مدت، هزاران مبارز کرد از نیروهای سیاسی کردستان، شخصیتهای میهن‎دوست و از مدافعان حقوق بشر به زندانها افتاده و به جرم مبارزه با رژیم مورد شکنجه و هتک حرمت قرار گرفته و کشته شده‎اند. هم‎‎اکنون نیز زندانهای جمهوری اسلامی در کردستان و سایر شهرهای ایران آکنده از زندانیان سیاسی کرد می‎باشند، اگر واقعاً کردستان سیاست منفعلی داشته است، پس این مردم چرا به زندان افتاده‎اند و چرا جمهوری اسلامی ایران هنوز هم از کوچکترین حرکت کردستان به هراس می‎افتد؟ به هر حال احتمالاً جریان مزبور خود منفعل شده و به همین دلیل می‎پندارد مبارزه در کردستان وجود ندارد. در بخش دیگری به سایر احزاب رهنمود می‎دهند که: "تنها راهی که هم‎اکنون پیش روی احزاب و جریانات سیاسی اپوزیسیون جمهوری اسلامی باقی مانده است، اینست که به نحوی از انحا نیرو و پتانسیل خود را به جریان بیاندازند و از کانالهای متفاوت و از هر طریق ممکن سنگر مبارزه را به داخل کشور منتقل کنند و با اتکا به فاکتور داخلی و دست برداشتن از سیاست متافیزیکی، انتظار و فاکتور خارجی، از همه‎ی روشهای مبارزه استفاده کنند تا در خانه‎ی (قیاس مع‎الفارق) بتوانیم جناح قانونی جنبش داخل کشور را همچون کردستان ترکیه، در کردستان ایران بنیان نهیم". عجیب است که یک بیانیه‎ی کروبی و یک ترفند آخوندها بتواند یک نیروی سیاسی را با این شتاب به اشتباه بیاندازد که این نوع اندیشه و تأمل مایه‎ی تأسف است. آنها تنها راه را شرکت در انتخابات می‎دانند، دقت کنید می‎گویند: "بتوانیم جناح قانونی جنبش داخل کشور را همچون کردستان ترکیه در کردستان ایران بنیان نهیم"، به عبارت دیگر چنین می‎پندارند همینکه در انتخابات شرکت کنند، بنا به وعده‎های کروبی، آنها خواهند توانست دارای یک جناح قانونی همچون حزب جامعه‎ی دمکراتیک در ترکیه تأسیس کنند. اساس این سیاست غلط بر این امر استوار است که حکومت جمهوری اسلامی کاملاً تغییر کرده و مردم می‎توانند نامزد مورد نظر خود را انتخاب کنند و در صورتی که نامزد مورد نظرشان رئیس جمهور شود، صاحب اختیار بوده و قادر به عملی ساختن وعده‎ و وعیدهایش خواهد بود، لذا جهت عقب نیافتادن از قافله، به سوی آن شتافتند. این سیاست کلاً بر توهم استوار است. برخی از گروههای کرد داخل ایران نیز متأسفانه تقریباً به همین شکل می‎اندیشیدند و مسائل را در سطح پایین و بسیار ساده مطرح می‎کردند و به تحولات دل‎خوش کرده بودند!. در بیانیه‎ی یکی از این مجامع آمده است: "لازم است این نهاد با نامزدهاي ریاست جمهوری تشکیل جلسه دهد و شروط خود را با آنها در میان بگذاریم تا در حکومت آینده از وزیر کرد و مسئولان عالی رتبه‎ی کرد برخوردار باشیم". تازه خود متعاقب همین سطور می‎نویسند: " در انتخابات قبلی وعده‎های بسیاری به کردها داده شد که هیچ کدام از وعده‎ها تحقق نیافتند". انصافاً من نشنیده‎ام که در جریان انتخابات قبلی به کردها هیچ وعده‎ای داده شده باشد، اما بنا به اشاره‎ی خودشان به وعده، چنین به نظر می‎رسد وعده‎هایی به آنها داده‎‎اند که خلف وعده شده است. در همان جا آمده است: این امر را نیز اقرار کرد که "وضعیت کردها در ایران خیلی بهتر از 15 سال قبل است".

این سخنان همگی جای تامل دارند، احتمال دارد فردی روزی اشتباه کند، ارزیابی غلط داشته باشد، اطلاعات نادرست کسب کند، اما احتمالاً این امر خیلی مهم نباشد، ولی برای یک حزب سیاسی یا یک گروه سیاسی مدعی رهبری جنبش و شرکت در جریان جنبش، خطر بسیار عمده‎ای محسوب می‎شود که با اندیشه‎ای اینچنین انحرافی درصدد گمراه‎سازی مردم باشد. می‎گویند: "روزی مردی یک کاسه ماست به دست در ساحل نشسته بود و با قاشق ماست درون کاسه را در آب دریا می‎ریخت. مرد دیگری که از آنجا عبور می‎کرد از مرد اولی دلیل کارش را جویا می‎شود؟ مرد اولی جواب داد در حال درست کردن دوغ هستم. مرد دومی با تعجب محال بودن این کار را متذکر می‎شود. مرد اولی می‎گوید مگر ماست و آب را با هم قاتی کنیم، دوغ نمی‎شود. مرد اولی می‎گوید یعنی با یک کاسه ماست می‎خواهی یک دریا دوغ درست کنی؟ در جواب می‎گوید، خب اگر بشود، عجب آبدوغی خواهدشد!". واقعاً اگر همه‎ی توهمات آنها به حقیقت می‎پیوست، عجب دوغی می‎شد! بلی، دوغی حاصل نشد، اما جمهوری اسلامی از طریق تریبون‎های گروهها و جریاناتی که خود را حزب سیاسی قلمداد می‎کنند، توانست موفقیتی نسبی را کسب کند و این موفقیت نسبی برای جمهوری اسلامی دستاورد بسیار بزرگی به شمار می‎رفت، به اندازه‎ای که حتی احتمال دارد جمهوری اسلامی ایران خود پیش‎بینی نکرده بود که با چنین دسیسه‎هایی به این موفقیت برسد. من ادعاهای رژیم را مبنی بر شرکت 85% مردم واجد شرایط در انتخابات قبول ندارم، زیرا آمارهای رژیم همیشه جعلی بوده است، اما در این شک و تردیدی نیست که مردم در مقایسه با انتخابات گذشته بیشتر در آن شرکت کردند. چه چیزی باعث شد که مردم بیشتر بر سر صندوقهای رأی حاضر شوند! تبلیغات جمهوری اسلامی ایران و گروههایی که برای گرفتن سهم بیشتر به جنب‎وجوش افتاده بودند. رژیم به محض کسب این موفقیت به صدای بلندگوهایش افزود و مدعی شد مردم در انتخابات شرکت جسته و بر سر صندوقهای اخذ رأی حاضر شده‎اند و در حاکمیت مشارکت دارند و همین ادعاها به نقطه‎ی قوت بزرگی برای جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد. من در اینجا به برخی از اظهارات خامنه‎ای به عنوان نمونه اشاره می‎کنم که بدانیم سران حکومت چقدر سرمست این موفقیت شده بودند.
خامنه‎ای در دیدار با رئیس و نمایندگاه مجلس خبرگان طی روزهای اخیر گفت: "حضور 85% مردم در انتخابات ریاست جمهوری و اعلام چنین پایبندی و دلبستگی به نظام اسلامی بعد از گذشت سی سال، یک نقطه‎ی قوت بسیار مهم به شمار می‎آید". در یکی از خطبه‎های قبل از فرارسیدن آخرین جمعه‎ی ماه رمضان، خامنه‎ای به اپوزیسیون حمله می‎کند و می‎گوید: "آنها می‎گویند مردم اعتمادشان را به حکومت از دست داده‎اند و هیچگونه اعتمادی میان مردم و حکومت باقی نمانده است، پس اعتماد از این بیشتر که 85% مردم در انتخابات شرکت می‎کند"؟ حتی از این هم فراتر می‎رود و می‎گوید: " در انتخابات آتی مردم بیشتر از این شرکت خواهند کرد". یعنی اکنون رژیم موفقیت خود را به رخ مردم، مخالفانشان و مردم جهان می‎کشد. احتمالاً خامنه‎ای حق داشته باشد وقتی می‎گوید مردم در انتخابات آتی بیشتر شرکت می‎کنند، زیرا مردمی که جمهوری اسلامی را می‎شناسند، از این رژیم فریاد برمی‎آورند (البته نه همه، بخشی از مردم) و رژیم آنها را طی توظئه‎ای به راحتی فریب دهد و به پای صندوقهای رأی بکشاند و در کل از مردمی که مقاومت نمی‎کنند و حاضر به شرکت‎کردن در انتخابات هستند، انتظار همین است. در حالی که تا دوره‎ی اخیر، نه دوره‎ی انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار شده بود که همگی سراسر فریب و تقلب بوده است، در انتخابات دور نهم مردم به یاد دارند که رفسنجانی به عنوان نامزد انتخابات در اعتراض به چگونگی اعلام نتایج گفت شکایت خود را به بارگاه خداوند می‎برد. مردم خود خوب می‎دانند که نامزدهای مورد نظر آنها پیروز نمی‎شوند. اینبار بین چهار نامزد که همگی مستقیم و غیرمستقیم در جنایتهای جمهوری اسلامی تا به حال شرکت داشته‎اند، باز هم حربه‎ای را به کار می‎گیرند که مردم را به شرکت وامی‎دارند، به عبارت دیگر جمهوری اسلامی از رأی مردم هراسی به دل راه نمی‎دهد و می‎داند مردم بالاخره در انتخابات شرکت خواهندکرد. حتی نیروهای سیاسی‎ای وجود دارند که در یک مقطع زمانی به تبلیغ برای جمهوری اسلامی روی می‎آورند به همراه دستگاه وسیع تبلیغاتی جمهوری اسلامی که از این لحاظ تجارب زیادی کسب کرده است. بعضی‎ها طوری رفتار کردند که انگار اعلامیه‎ی کروبی از آسمان نازل شده و هیچ رابطه‎ای با سی سال گذشته جمهوری اسلامی ندارد، آنها صرفاً به خاطر ادعاهایی که در یک اعلامیه مطرح شده بودند، رفتند و رأی دادند، در حالی که ما نه دوره‎ی دیگر با این ادعاهای کذب سر و کار داشته‎ایم. مایه‎ی تأسف است که بخشی از مردم ایران به جای مقاومت در مقابل تبلیغات رژیم و سعی‎نمودن در به شکست کشاندن توطئه‎ی رژیم، در مسیر کمک به پیروزی کامل دسیسه‎های رژیم قرار می‎گیرند. لذا گفته می‎شود که اگر امور انتخابات اینبار به همین جا ختم می‎شد و همچون انتخابات‎های قبلی و بعد از اعلام نتایج انتخابات کارها خاتمه‎ می‎یافت ـ فرقی نمی‎کرد چه کسی به عنوان رئیس جمهور انتخاب‎ می‎شد و تبلیغات قبل از انتخابات بیشتر به طرفداری از موسوی، کروبی و یا احمدی‎نژاد و هر شخص دیگری بوده است ـ در چنین حالتی رژیم جمهوری اسلامی پیروز شده بود. زیرا همه شاهد بودیم که در جریان انتخابات، زمانی که مردم به گرمی از صندوقهای رأی استقبال کردند، کشورهای اروپایی و آمریکا کاملاً خوش‎بین شده بودند که انتخابات آزاد بوده و در دستگاه حاکمه مناظره و انتقاد وجود دارد و احتمالاً کسی روی کار بیاید که منافع آنها را مدنظر قرار دهد و ممکن است مثلاً در قضیه‎ی غنی‎سازی اورانیوم اندکی عقب‎نشینی کند. اما دیدیم که ماجرا به همین جا ختم نشد و به تظاهرات میلیونی مردم علیه اعلام نتایج انتخابات کشیده شد و این تظاهرات و مقاومت که توسط مردم به ستوه‎آمده از جمهوری اسلامی آغاز شد، هم برای خود مردم و هم برای رژیم امری غیرمنتظره بود. احتمالاً اگر جمهوری اسلامی از قبل می‎دانست که باید این هزینه‎ی گزاف را بپردازد، آنقدر اصرار نمی‎ورزید که حتماً احمدی‎نژاد رئیس جمهور شود، زیرا اساساً هیچ تفاوتی میان احمدی‎نژاد و سایر نامزدها وجود نداشت (در قسمت‎های بعدی عرایضم به این موضوع خواهم پرداخت)
در حال حاضر حدود چهار ماه است که اعتراضات ادامه دارد و علیرغم اینکه دهها نفر از مردم تظاهرکننده در خیابانها کشته شده‎اند، هزاران نفر به زندانها افکنده شده و هتک حرمت شده و یا شکنجه شده‎اند، اما مقاومت همچنان ادامه دارد، مقاومتی که به دنبال اعلام نتایج انتخابات آغاز شد.
 آنچه نظر من را به خود جلب نمود، این بود که خود نامزدها، حداقل کروبی خود به نوعی نسبت به موضع انتخاباتی‎اشان اظهار پشیمانی می‎کنند، اما جریانی که خود را سیاسی قلمداد می‎کند، هنوز هم به راه خود می‎رود و چنین می‎پندارد که موضع درستی اتخاذ کرده و ادامه دادن آن الزامی است. احتمالاً همه‎ی ما مواردی را دیده باشیم که شخصی، حزبی یا دولتی مرتکب اشتباهی می‎شود و متحمل ضایعات و خساراتی می‎شود، اما ضایعات و خسارات بزرگتر این است که دوباره بر اشتباه خود اصرار بورزد. این موضوع مهمی است و اما کروبی خود اذعان می‎نماید که: "پیش از همه، اذعان می‎کنم که بسیاری از شما، پیشتر و دقیقتر می‎دانستید که چه خواهد شد و متوجه شده بودید، همان‎گاه که می‎پرسیدید چه تضمینی برای آرای ما وجود دارد؟ یا آن زمان که می‎گفتید نتیجه‎ی انتخابات معلوم است و شما آب در هاون می‎کوبید"، یعنی تلاش شما برای انتخابات بی‎فایده است، کاندیدا مشخص شده و حرفهای شما بی معنی است. خود وی (کروبی) اینچنین می‎گوید، اما متأسفانه عده‎ای هنوز متوجه نشده‎اند.

آنچه که در این تظاهرات بسیار مهم است و مایلم دیدگاه خود را در این رابطه به عرضتان برسانم آن است که تظاهرکنندگان در خیابان‎ها، اکثریت (نمی‎گوییم همه‎) آنهایی که هم‎اکنون در زندان‎ها هستند، آنهایی که به شهادت رسیدند و آنانی که از این به بعد مورد بازجویی قرار می‎گیرند (زیرا هر روز گروهی از روشنفکران، فعالین و مبارزین سیاسی دستگیر و در زندان‎ها تحت شکنجه قرار می‎گیرند) و آنهایی که جان و مال خود را در این راه فدا نمودند، از جمهوری اسلامی بیزارند و هدف آنان براندازی جمهوری اسلامی و استقرار نظامی دمکراتیک است که مبنی بر رأی و نظر آنان باشد، تا از دست جمهوری اسلامی رهایی یابند. اما هدف و مقصود این نامزدها چیز دیگری بود، آنها در راستای منافع خویش حرکت می‎کردند. هر 4 نفر، رژیم جمهوری اسلامی را به همین شکل موجود و بلکه بیشتر از آن قبول دارند، اما می‎خواهند در چهارچوب همین حکومت، سهم بیشتری از قدرت را دارا باشند، دغدغه‎ی آنان آزادی، دمکراسی و آن همه ظلم و ستمی نیست که طی این سی‎سال تحت لوای جمهوری اسلامی بر مردم روا داشته شده، بلکه آنان فقط می‎خواهند سهم بیشتری به دست آورند.

دلیل من برای این سخنان آن است که کروبی به عنوان رادیکال‎ترین آنها طی اعتراضی به حکومت، می‎گوید به زندانیان سیاسی و پسران و دختران زندانی تجاوز شده است. این حقیقت دارد، اما پرسش این است که، هم‎میهنان گرامی! آیا واقعاً تجاوز به زندانیان سیاسی از همان روزی آغاز شده که کروبی بدان اعترض نمود؟ پس آن هزاران زندانی که در سال 67 قتل عام شدند و طی آن به عنوان یک تکلیف اسلامی به دختران تجاوز نمودند، چرا که معتقد بودند اگر این دختران باکره بمیرند، در آخرت به بهشت خواهند رفت و برای آنکه به بهشت نروند، به آنان تجاوز نمودند، کروبی از آن بی‎اطلاع بود؟ بنابر این آنچه که کروبی می‎گوید مسئله‎ی تازه‎ای نیست که وی افشا نموده باشد، برای جمهوری اسلامی هم چیز تازه‎ای نیست، پس چرا کروبی طی مدت این سی‎سال در قبال چنین جنایاتی ساکت ماند؟ آیا اگر کروبی رئیس جمهور می‎شد و به جای احمدی نژاد، نامش از صندوقهای رأی بیرون می‎آمد، بازهم از این جنایات سخن می‎گفت؟ بدون تردید نمی‎گفت، همچنان که طی سال گذشته نگفته بود.

بنابر این در اینجا دعوا بر سر آزادی و دمکراسی نیست، دعوا بر سر کسب حقوق و قدرتی بیشتر است. خاتمی نیز عضو این طیف است، در سخنانش تکرار می‎کند که به مردم ظلم شده، مردم زندانی شده‎اند، حقوقشان پایمال شده و باید هیئتی برای تحقیق تشکیل شود و سخنان دیگری از این دست که همگی شما شنیده‎اید و از آن مطلعید.

در اینجا سخن ما بازهم این است که آیا در زمان ریاست جمهوری خاتمی چنین جنایاتی رخ نمی‎داد؟ چرا در آن زمان هرگز سخنی نگفت، چرا آن هنگام گروهی تشکیل نداد تا راجع به ستم‎ها و اجحافاتی که در زندان‎ها به مردم روا داشته می‎شد، تحقیق نمایند. آنهایی که ترور شدند، آنهایی که برایشان توطئه‎ی ترور دسته‎جمعی طراحی می‎شد، مانند روزنامه‎نگاران و روشنفکران، چرا تمامی اینها اکنون سر برمی‎آورند؟ زمانی که موسوی نخست وزیر بود، در دوران خمینی طی سال 67، هزاران نفر از زندانیان سیاسی اعدام شدند، موسوی آن هنگام نخست وزیر بود، اما هیچ کسی از وی نشنید که علیه آن همه کشتار اعتراض نماید. تازه بعد از این مدت طولانی، علیرغم تمامی ادعاهایی که دارد، روز هفتم تیرماه در مسجد دانشگاه مازندران هنگام حضور در میان دانشجویان، که یکی از دانشجویان از وی سوال می‎کند، نظرت درباره‎ی مسأله‎ی کشتار چهار هزار زندانی سیاسی در زمان نخست وزیری‎ات چیست؟ چرا در آن زمان صدایت در نیامد؟ موسوی به جای این که به این پرسش پاسخ دهد، سالن را ترک نمود، رفقا! هم‎میهنان! یعنی موسوی پس از سی‎سال حاضر به پاسخگویی نیست. در زمان نخست وزیری وی این همه زندانی سیاسی کشته شده‎اند، اکنون حتی حاضر به پاسخگویی در این باره هم نیست، اما اینک خود را رهبر جنبش آزادیخواهی در ایران می‎داند. در این گردهمایی که بدان اشاره نمودم به جای آن‎که به این سوال پاسخ دهد می‎گوید: "من صراحتاً مخالف اصلاح قانون اساسی‎ام". مردم سوال دیگری از وی می‎پرسند و او چیزی دیگری می‎گوید و سپس جلسه را ترک می‎کند. اینها را به عنوان نمونه برشمردم. در این باره طی چند ماه اخیر صدها سخن از این دست گفته شده که نشان می‎دهد این آقایان مدعی آزادیخواهی و انتقاد از رژیم، هیچ تضاد و اختلافی با رژیم ندارند، غیر از به دست‎آوردن قدرت بیشتر.

در برهه‎ی کنونی واقعاً می‎توان ‎گفت که مردم ایران خیلی شانس آورده‎اند که اوضاع به گونه‎ای دگرگون نشد که به دنبال اعتراضات مردمی به اعلام نتیجه‎ی انتخابات و علیه احمدی‎نژاد، موسوی جایگزین وی نشد، زیرا در آن صورت خطر بسیار بزرگتری مردم ایران را تهدید می‎کرد. خطر این بود که موسوی اعلام می‎نمود مردم پشتیبان وی هستند و چنان که عرض کردم کشورهای غربی از وی حمایت می‎نمایند، در حالیکه هیچ ضدیتی با جمهوری اسلامی نداشته و عیناً خود جمهوری اسلامی است، در آن صورت بایستی مردم چندین سال دیگر قربانی می‎دادند و زجر می‎کشیدند تا بار دیگر رأی دهندگان به آقای موسوی و مردم جهان دریابند که این همان جمهوری اسلامی است و با گذشته هیچ تفاوتی نکرده است.

در اینجا بار دیگر به این بحث بر می‎گردیم که نامزدهایی که خود را رهبر جنبش وانمود می‎کنند و مردم را تحریک می‎نماید، هیچ فرق و اختلافی با جمهوری اسلامی ندارند، مگر بدست‎آوردن قدرت بیشتر. اگر اینها به آن قدرتی که هدفشان است، دست می‎یافتند، حتی اگر جمهوری اسلامی بیشتر از این هم جنایت مرتکب می‎شد، از هیچ کدام از آنان صدایی در نمی‎آمد.
چرا می‎گویم که اینها عین جمهوری اسلامی هستند و نه تنها اپوزیسیون جمهوری اسلامی نیستند، بلکه هیچ فرقی و اختلاف یا ضدیتی با این رژیم ندارند؟

دقت کنید که موسوی در بیانیه شماره 11 خود می‎گوید:"ما حفظ جمهوری اسلامی را می‎خواهیم". می‎گوید:"مظلوم‎تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی، قانون اساسی و خود اسلام است که مظلوم واقع شده است، خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی هستیم".

اسلام ناب محمدی نیز به معنای بازگشت به دوران خمینی است.


موسوی در بیانیه‎ای دیگر که آخرین بیانیه‎ی وی تا زمانی است که من این مطالب را یاداشت نموده‎ام، می‎گوید:"جمهوری اسلامی نظامی است که اگر بر اساس عهد نخستین (یعنی دوران خمینی) و نسخه‎ی اصلی‎اش به اجرا درآید، تمامی خواسته‎های ما را در بر‎می‎گیرد". می‎گوید:" مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد"، (ساختارشکنی یعنی شعار‎دادن علیه جمهوری اسلامی). می‎گوید:"من به شدت با چنین وسوسه‎ای مخالفم"، وسوسه‎ی تغییر رژیم جمهوری اسلامی. خب این چه تضادی با جمهوری اسلامی دارد؟ در جای دیگر موسوی هنگام تبلیغات در دانشگاه فردوسی مشهد گفت:"من با اعتقاد به ولایت فقیه وارد صحنه (میدان تبلیغات انتخاباتی) شدم، ولایت فقیه بزرگ‎ترین نقش را در پیروزی انقلاب داشته است، و ما در این سی ‎سال بدون این اصل، هر لحظه ممکن بود به فضای قبل از انقلاب غلت بزنیم، ولایت فقیه ما را در مقابل کودتا و خودمختاری‎ها حفظ کرده است،" این است عقیده موسوی. در همین گردهمایی می‎گوید:"مقام معظم رهبری، محور وحدت ملت است، ایشان فردی است که پاسدار ارزش‎های اصیل انقلاب ماست و وظایف بسیار سنگینی که برای پیشبرد نظام بر عهده ایشان است، نمایانگر همین است. کسی که به نظام علاقه داشته باشد و بخواهد برای این کشور و نظام و در درون آن کار کند، نمی‎تواند خود را در این مسائل فریب دهد".

اینها سخنان موسوی است، اما خاتمی می‎گوید:"آنچه که امروز مایه‎ی نگرانی است، خطری است که جمهوری اسلامی، یعنی هم جمهوریت و هم اسلامیت را تهدید می‎کند". می‎گوید:"آنچه که ما بر آن تأکید نموده و باز هم می‎نماییم، بازگشت مجدد به اصول قانون اساسی و آرمان‎های امام و انقلاب است". در جای دیگر می‎گوید:"ما از هیچ هزینه‎ای دریغ نخواهیم کرد تا انشاالله انقلاب با کمترین هزینه به مسیر اصلی خود بازگردد"، مسیر اصلی خود یعنی زمان خمینی.

خوب اختلاف اینها با رژیم چیست؟ چه کسی می‎تواند بگوید فرق بین زمامداران رژیم با اینها چیست؟ اینها همه چیز این رژیم را قبول دارند، اما مسئله‎ای در اینجا هست که خاتمی بازگو می‎کند و آن این است که می‎گوید:"رژیم متزلزل شده، مردم بدان بی‎اعتماد شده‎اند، ما بایستی برای استحکام این حکومت همه گونه هزینه‎ای بدهیم تا آن را به دوران اوایل انقلاب باز گردانیم" (یعنی زمان خمینی).

تمامی ابتکار وی در این خلاصه می‎گردد که، در حالی که به گواهی تمامی مردم ایران و آنهایی که سنشان اجازه‎ می‎دهد، نطفه‎ی این جنایت و ظلم و ستم‎هایی که بر مردم روا داشته می‎شود، این همه نقض حقوق بشر و هتک حرمت کرامت انسان در ایران، در زمان خمینی بسته شده است. تازه اگر بتواند آن گونه که می‎گوید آن را به دوران خمینی باز‎گرداند، سی‎سال بازگشت به عقب خواهد بود.

اما پس از 30 سال بازگشت به عقب چه کارخواهد کرد، مردم را آزاد خواهد نمود؟ آزادی را به وجود خواهد آورد؟ کسی که معتقد به قانون اساسی، جمهوری اسلامی و ولی وفقیه به عنوان سه رکن اصلی رژیم باشد، می‎خواهد آنها را در صورت تزلزل، محکم نماید. راست می‎گوید، این خطرناک است. اینها با مردم نیستند هم‎اکنون مردم ایران، آنهایی که در زندان‎ها هستند، آنهایی که از این به بعد مورد سرکوب خشونت‎بارتری از طرف جمهوری اسلامی قرار خواهند گرفت، دچار سرگردانی بزرگی هستند. سرگردانی از این بابت که عده‎ای از افراد جنایتکار جمهوری اسلامی، رهبری جمعی را به دست گرفته‎اند که ظاهراً در حال مبارزه با جمهوری اسلامی ایران هستند و می‎خواهند برای همیشه از چنگال خونین جمهوری اسلامی رهایی یابند، ولی آیا واقعاً با رهبری چنین کسانی می‎توان به رهایی مردم امید بست؟ آنهایی که همه چیز جمهوری اسلامی را قبول دارند.


فکر می‎کنم مردم ایران به این امر واقفند که رفرم، اصلاحات یا گشایش در جمهوری اسلامی ایران محال است. اگر در گذشته توهماتی وجود داشت و اشخاص یا گروه‎هایی به نیت ایجاد تغییر، تحت عنوان اصلاح‎طلب و عناوینی از این دست به فعالیت پرداختند، حالا دیگر وضعیت بسیار روشن‎تر از آن است که کسی بتواند کلاه بر سر مردم بگذارد و آنان را بفریبد و واقعیتها را از آنان مخفی نماید. به همین دلیل دوران حساسی است، ما به عنوان حزب دمکرات کردستان، مقاومت و پایداری مردم ایران را در عرصه‎ی مقابله با جمهوری اسلامی ارج می‎نهیم، اما در همین جا اعلام می‎داریم که اگر نتوانند خود را از چنگال رهبری این گروه رها سازند و از میان خود، رهبرانی دمکرات و مترقی برگزینند، حتی اگر نتیجه‎ی کارشان به موفقیت نیز بیانجامد، موفقیتی برای مردم ستمدیده‎ی ایران نخواهد بود.

گاهی اینجا و آنجا گله می‎کنند و می‎گویند که مردم کرد در کردستان ایران یا سایر ملیت‎های ایرانی، آن گونه که لازم است و انتظار می‎رود، در تظاهرات حضور نیافته‎اند. من اعتقاد دارم مردم کرد در کردستان ایران علیرغم تبلیغات برخی از گروه‎های سیاسی و اشخاص، که قبلاً بدان اشاره شد، که می‎خواستند در این رابطه مردم را از مسیر منحرف سازند، اما مردم هوشیارتر از آنند که قربانی بدهند تا کسانی رهبری را به دست بگیرند که هیچ فرقی با جمهوری اسلامی ندارند، موسوی که می‎گوید:"ولی فقیه ما را در برابر خودمختاری‎طلبان و کودتاچیان حفظ نموده است". یعنی اینکه خود‎مختاری‎طلبی برای وی همچون کودتا علیه جمهوری اسلامی است. اما من تردیدی ندارم که اگر اعتراضات آزادیخواهی مردم تحت رهبری افراد میهن‎پرست، آزادیخواه و دمکرات، از همان‎هایی که به مقاومت علیه رژیم می‎پردازند، و به جای آنکه به قول نامزدهای مزبور، پایه‎های لرزان جمهوری اسلامی را مستحکم نمایند، برای سقوط آن تلاش نمایند، ملت کرد و سایر ملیت‎ها و به ویژه حزب دمکرات کردستان ایران همچون گذشته پرچمدار مقاومت، دوشادوش همین مردم علیه جمهوری اسلامی خواهد بود تا حکومتی دمکراتیک بر اساس خواست و اراده‎ی مردم بنا گردد.

نمی‎توان پس از سی‎سال مبارزه برای براندازی رژیمی که این همه ظلم و ستم در حق مردم روا داشته، باز هم در دایره‎ی جمهوری اسلامی حرکت کرد و مهره‎ها را جابه‎جا کرد، این مهره نه، آن یکی، درحالی که تمامی مردم ایران خوب می‎دانند که اینها صرفاً مهره‎های بی اراده‎ی بازی هستند، احمدی‎نژاد نباشد خاتمی، این نباشد، آن یکی. اشکال در مهره نیست، اشکال در سیستم است، تا هنگامی که این سیستم حاکمیت ایران را در چنگ خود دارد، حتی اگر میهن‎پرست‎ترین و آزادیخواه‎ترین مردم هم رئیس جمهور یا نماینده مجلس شوند، هیچ نقشی نخواهند داشت، بلکه صرفاً مهره‎ای مطیع و زبون در راستای اجرای اوامر ولی فقیه خواهند بود. برخی از مردم که تماس می‎گیرند می‎گویند آخر مگر می‎شود در حال حاضر در ایران بود و علیه جمهوری اسلامی شعار داد؟ آن‎گاه وی را به تلاش برای براندازی متهم خواهند نمود.

پاسخ من این است که هم‎میهنان عزیز! آنهایی که هم‎اینک در زندان‎ها بسر می‎برند به اتهام انقلاب مخملی برای سقوط رژیم محاکمه می‎شوند، یعنی این اتهامات، احکامی که برای این زندانیان صادر شده، حکم کسانی است که علیه جمهوری اسلامی ایران و برای سقوط رژیم تلاش می‎کنند و اطمینان دارم که جمهوری اسلامی ایران دست‎کم طی سه چهار ماه پس از انتخابات، جنایتی نمانده که علیه مردم ناراضی در زندان مرتکب نشده باشند. به همین دلیل بایستی اگر هم هزینه‎ای داده می‎شود، هزینه برای رهایی باشد، برای آن نباشد که یکی از مهره‎های جمهوری اسلامی کنار برود و دیگری جایش را بگیرد. این به منزله‎ی کم‎ارزش‎نمودن خون شهداست، بی‎ارزش‎نمودن صدها هزار انسانی است که در زندان‎ها، منازل، ادارات و محل کارشان بزرگترین بی‎حرمتی‎ها به کرامتشان صورت گرفته است.

رهایی با وجود جمهوری اسلامی غیر‎ممکن است. ما به عنوان حزب دمکرات کردستان ایران، مجدداً اعلام می‎داریم که در این راه آماده‎ایم تا همان گونه که در گذشته خون داده‎ایم، هم‎اکنون نیز در صف مقدم این مبارزه، پرچمدار باشیم. امیدوارم همگی ما بتوانیم با اتحاد و با دارا بودن رهبران دمکرات، آزادیخواه و فداکار که مشتاق آزادی و رهایی مردم هستند نه سودازده‎ی مقام و منفعت و سود شخصی، بتوانیم این نظام را ساقط نموده و برای همیشه، مردم ایران و مردم دنیا را از شرمی که بدان گرفتار شده‎ایم رهایی بخشیم. آرزومند موفقیت و پیشرفت همگان در این راه هستم.

سپاسگزارم

منبع: روزنامه "کوردستان"، شماره: 519


 


urmiye در تاريخ 10/29/2009 · نسخه چاپي
ورود
شناسه كاربري

رمز عبور



شما هنوز عضو سايت نشده ايد ؟
اين قسمت را براي عضويت در سايت انتخاب نماييد

كلمه عبور خود را فراموش كرده ايد؟
كلمه عبور جديد را از اين قسمت دريافت نماييد.